افراد سخت کوش در جایی پیروزی را آغاز می کنند که دیگران در آنجا شکست خورده اند( ادوارد الگدون)
در سرزمين من
زن بودن جنايت است
و من - کتمان نمي کنم
جرمم اين است
که با يک جاني از عشق سخن رانده ام
در سرزمين من
زن، نيمه ی نا تمام من است
و من - کتمان نمي کنم
جرمم اين است
که با نيمه ناتمام خود
به برابري تمام سخن گفته ام
در سرزمين من
عاشق بودن گناه کبيره است
و زنان - کتمان نمي کنند
گناهکارترين عاشقان سرزمين منند
در سرزمين من
حوا
به خاطر يک سيب
روزي هزار بار
سنگسار مي شود
آنسان که شيطان - کتمان نمي کند
از تمامي اديان بر مي خيزد
تا به خدا شکواييه اي ببرد
در سرزمين من
لبها بوسه را در نگاهها مي جويند
و دستها عطر نوازش را در تاريکي ها
و من - کتمان نمي کنم
آخرين جرمم اينست
که از پيوند دستها و بو سه ها
به عرياني تمام سخن گفته ام
در سرزمين من
اتهام يعني جرم
و آنها - کتمان نمي کنم
که از همان ابتدا مرا سزاوار مرگ دانسته اند
ناشناس
